بسم الله الرحمن الرحیم

زندگینامه غلامحسین طاهر دناک "

خط سرخ شهادت خط آل محمد وعلی است امام خمینی"

برادر شهید غلامحسین طاهر دناک در سال 1339در خانواده ای مسلط ومعتقد در دزفول چشم به جهان گشود بعلت مصادف بودند ولادت ایشان با ولادت با سعادت سومین اختر فروزان ولایت وامامت نام او را غلامحسین گذاشتند تا فردا از شاگردان وپیروان صدیق کاروان سالار کربلا حسین بن علی (ع)باشد.

وافتخار غلامی او را بر دوش بنهد در سن شش سالگی پا به دبستان گذاشت دوران راهنمایی خود را در مدرسه راهنمائی حمزه (کورش کبیر سابق)که از دور افتاد ه ترین مدارس شهر بود گذراند برادر غلامحسین در منطقه ای زندگی میکرد که مردم آن از مستضعف ترین مردم شهر بوده وهستند او از همان اوان کودکی با دو منبع بسیار سرشار که از فطرت وسرشت پاک او نشائت میگرفت یعنی عشق وایمان در ارتباط بود.مکتب اسلام ویاد ابا عبدا....از یکطرف وفقر وپاکی وسادگی مردم منطقه از یکطرف او در چنین محیطی ومحله آشنایی وپیوندی عمیق بارودخانه وشناکردن داشت ومهارتی عالی در این زمینه داشت واز نظر چابکی ومهارت بسیار ورزیده بود.او علاقه شدید وفوق الهاده ای به کارهای صنعتی وبالاخص الکترونیکی داشت تا جایی که یکسال از درس دبیرستان خود را به خاطر آوردن رشته صنعتی به عقب انداخت تا اینکه با نمرات خوب موفق به راهیابی در هنرستان گردید ودر رشته بر ق والکترونیک ثبت نام نمود او شدیدا" براین عقیده پافشاری واصرار میکرد که صنعت والکترونیک باید در خدمت مکتب باشد وهر کس که میخواهد در راه خداوند گام بردارد باید در حد توان خویش زندگی خود را ترکیب وآمیخته ای از مکتب وتخصص کند بگونه ای که مکتب راهنمای تخصص باشد وتخصص وسیله ای برای رشد مکتب او قسمتی از اوقات خود را صرف ورزش میکرد به همین جهت فردی ورزیده وپر نیرو ولی بی ادعا بود اوشدیدا" با ورزشهایی که در آن زمان در دست مهره های استعمار بود مخالف بود وحتی از بعضی برادران که در کنار جلسات ومطالعات مکتبی بخش زیادی از بخش خود را به ورزشها یی مانند فوتبال میپرداختند گله میکرد از ورزشها او به دو شنا کشتی-نرمش وتیراندازی وحرکات تاکتیکی وجنگی که در اسلام بسیار سفارش شده علاقمند بود او بدن خود را سالم وورزیده میکرد تا روحی سالم پاکیزه رادر آن پرورش داده وبسازد حتی بارها میشد که برادران برای گردش وکوهنوردی وغیره به صحرا میرفتند او با دو پا پیاده می آمد تا خود را پخته وآماده کرده وبسازد.برادر غلامحسین در سال 1356هجری شمسی با تشکیل جلسه قرائت قرآن مسجد سید صالح روبه مسجد آورد تادر کنار چالاکی ومهارت وتخصص صنعتی خود که زبانزد همه آشنایان ودوستان خاص وعام بود از مکتب اسلام وقوانین حیاتبخش قرآن نیز مایه ای ببندد وتوشه ای گرفته وروح تشنه خود را از معارف اسلامی سیراب گرداند وایشان در جلسه معتقد بودند که باید حداکثر سعی وتلاش در شناخت ورشد استعدادهابشود واز هر گونه حرکتی مانند شوخیهای زیاد وبیمورد وقت گذرانی های بیهوده وهرزه زبانی وغیبت وغیره که ثمره ای نداشت شدیدا"پرهیز ودوری مینمد وخود نیز کمتر حرف میزد وبیشتر به اعمال شایسته میپرداخت واعتقاد عجیبی به خود سازی ودل کندن از دنیا ووابستگیها ی آن داشت وبارها میشد که روزه مستحبی میگرفت تا در این راه قدمهایی بردارد ماه رمضان را که موقعیت خوبی برای خود سازی وتربیت روح وروان بود بسیار دوست میداشت وبخصوص ماه رمضانی را که مقارن با شهادت ایشان بود غنیمت شمرد وآن را با علاقه وشوق واشتیاق خاص احترام واستقبال کرد وتشنگی وگرسنگی در حال کار کردن در آفتاب سوزان بطوری که عرق از سر وصورت او میبارید ومبارزه با نفس سرکش رادر آن ماه مبارک بخوبی تمرین کرده بود وبه حقیقت به ضیافه ا...ومیهمانی خداوند رفته بود واین بود که لیاقت پیوستن به لقاء ا....رادر خود جلوه گر ساخته بود از تشنگی وسختیهای آن ماه لذت میبرد شاید هم به امید اینکه خداوند از حوض کوثر در روز قیامت او را سیراب گرداند.

روزه ماه مبارک رمضان از او انسانی مقاوم وصبور ساخته وروحیه تقوی وپرهیزگاری رادر او پرورش داده بود بطوری که یادمان هست در جمع دوستان بود که سفارش کرد وگفت که ما باید در این ماه مبارک رمضان خود را با تقوی الهی بسازیم ودراین ماه خود سازی بکنیم اودر طول انقلاب لحظه ای آرام نداشت وبخصوص در مدت اوج گیری انقلاب اسلامی یعنی سال 57شب وروز رادر تلاش وکوشش برای شناختن وشناساندن آن ونیز سعی در جهت جاانداختن روحیه مجاهدت وشهادت در اطرافیان داشت ودر بسیاری از مراسم تظاهرات وراهپیماییها حضور فعالانه داشت وبرای مقابله با مزدوران شاه به ساختن کوکتل مولوتف پرداخت در خلوص نیت او هیچیک از دوستان وآشنایان او شک وتردید نداشتند چون که تمام حرکات او نشان دهنده این امر بود پس از پیروزی انقلاب اسلامی که روزهای سازندگی انقلاب اسلامی آغاز شده بود ودر این جهت تلاش میکرد وچند ماهی از پیروزی انقلاب نگذشته بود که در اواسط سال 58بعلت علاقه ای که به رفتن در ارتش وضرورتی راکه در این زمینه تشخیص داده بود.تحصیلات خود را ناتمام گذاشت (سال دوم هنرستان در رشته برق والکترونیک)ودر کادر گوهبانی ارتش جمهوری اسلامی ثبت نام نمود هدف از رفتن در ارتش رابرای دوستان خود اینگونه بیان فرمودند که الان ارتش در خدمت نظام جمهوری اسلامی میباشد ودر خط انقلاب میتواند نقش مهمی داشته باشد وباید در جهت اسلامی کردن ومکتبی کردن آن کوشید وهر کس باید در این امر پیشقدم شود او پس از ورود به ارتش سعی فراوان در شناساندن معیارهای انقلاب اسلامی وارتش مکتبی بر برای سایر همراهان خود میکرد وخود نیز در این زمینه از خطبه های امیرالمومنین در مورد جهاد وهمچنین آیات قرآن در این زمینه مطالعه میکرد در ابتدای ورود به ارتش با کوشش خود ودوستانش جلسه قرائت قرآن تشکیل دادند او مانند دیگر برادران شهید راه هدایت رادر قرآن وپیروی از سنت پیامبر وامام یافته بودند وعلاقه عجیبی به قرائت ومطالعه قرآن داشتند وبوسیله قرائت این کتاب آسمانی به روح خود صفا وجلاء میبخشید وروز بروز برایمان خود می افزود او بعلت داشتن استعداد قابل توجهی که در رشته الکترونیک داشت وارد بخش مخابرات ارتش شده بود وبا نمارت عالی مراحل آن را پشت سر می گذاشت ویکسال از ورود او به ارتش نگذشته بود که رژیم متجاوز بعثی صهیونیستی صدام بدستور اربابان کثیفی میهن اسلامی ما را برای توقف کردن حرکت انقلاب اسلامی در منطقه به بهانه های پوچ مورد حمله قرار دادند که باشروع جنگ بااینکه در رشته مخابرات بودند داوطلبانه بسوی جبهه های حق علیه باطل شتافت وبه نیروهای رزمی پیوست تا بتواند از آرمانهای اصیل انقلاب واسلام عزیز دفاع وپاسداری کند ایشان اوایل جنگ در شلمچه بود بعد از چند روز به جبهه نورد اهواز اعزام میشود که نیروها از عقب نشینی خود داری کرده ودر مقابل بعثیون صبر وایستادگی نمایند بطوری که یک شب به همراه دوتن از دوستانش شبانه برای باز پس گرفتن یکی از خودرو های بجا مانده به قلب دشمن میروند که نیروهای بعثی به زبان فارسی به آنها ایست میدهند ولی هوشیارانه تشخیص میدهند که عراقی هستند او و دوستانش از خود رو پایین آمده وبا شهادت ومهارت خاصی نجات پیدا میکنند ولی یکی از دوستان او از ناحیه پا زخمی شده وهمراه آنها به مقر بر میگردند وسرانجام به آنچه روندگان راه خدا وهمه عاشقان جلوه الهی آرزوی آن دارند رسید ودر روز ششم مهرماه 59یعنی درست بعد از یکسال خدمت وفعالیت در ارتش جمهوری اسلامی در جبهه نورد اهواز توسط ترکش توپ بعثیون کافر به درجه رفیع شهادت نائل وبه لقاء ا....پیوست وبه علت مقدور نبودن برای آوردن پیکر پاکشان به دزفول او را در بهشت آباد اهواز به خاک میسپارند. یادش گرامی وراهش پر رهرو باد.